تبليغاتX
AGE OF LOVE
AGE OF LOVE

دوران عشق


تکرار تلخ خاطره

                         به نام خالق تنهايی

                                                  

 

بيا در کوچه پس کوچه های خاطره بميريم وتکرار مبهم يک لبخند را از لبانمان بتکانيم و صداقت دروغين آن روزها را گريه کنيم وبگذاريم چشمانمان اشک آلود وگلويمان بغض آلوده تر از نمیدانم آن چه وقت ببارد.

 

 

 

بيا در سرازيری زندگی بدوييم  و هی شنبه سلام  و  پنج شنبه  خداحافظی  آرزو کنيم و بعد که خسته شديم بنشينيم و به با هم بودن خود شک کنيم و بعدبخنديم، بخنديم چندان بلند که اشکمان مجال سرازير شدن بيابد. 

 

 

بيا که حالا مرگ هم همسايه ی ديوار به ديوار سادگيم شده، حالا ديگر مرگ هم مثل عشق آرام وبی صدا آمده روبه روی دلواپسی هايم نشسته بی هيچ حرف و حديثی تا شايد بهانه ای برای کشتنم پيدا کند.

 

 

 

 

    بگذريم و جمله کوتاه کنيم که ديريست که مرگ و عشق همزادان

   هميشگی اين قصه ی تکراريند من فقط آمده ام بگويم جان کندن

   درکوه بيستون با تيشه ی عشق با مرگ قرابتی ازلی دارد. شايد

   باورتان نشود اما حالا ديگر فال قهوه هم بوی مرگ می دهدو يک

   قبيله وحشت رابطه ی عشق را با مرگ تيره مي سازد حالا به هر

   کجا که قدم می گذارم  به قدم های تو می انديشم و می گويم

 

 

  کمکم کن تا زندگی کنم

 

 

 

 

 

‌‌‌

 

 

 

جمعه چهارم بهمن 1387 |

تولد بهترین دوست عمرم

خواهر عزیزم با تمام وجودم تولدتو تبریک میگم باور کن که همیشه به فکرت هستم و حتا برای یک لحظه از فکرم دور نیستی امیدوارم که تبریک منو از این راه دورو دراز بپذیری و زندگی به کامت باشد اگه میتو نستم تا ابد برات  زندگیمو میدادم ولی اینو میدونم که هیچ وقت نتونستم اونطوری که تو منو دوست داشتی و بهم محبت می کردی باشم واین همیشه منو عذاب میده به خدای یکتا قسم می خورم که خیلی برام عزیزی وهمیشه تمام ذهنم درگیره روزهای است که با هم بودیم و اون وقت های که نظرتو در مورد لباسم می پرسیدم و تو عصبانی میشده به خدا خیلی دوستت دارم از خداوند میخواهم که هیچ وقت غمگین نشی و مثل همیشه خنده بر لبانت باشد .با اجازه ی شما این شعرو بهت تقدیم میکنم هر چند به پای شعرایت نمیرسه ولی تو اینو از طرف برادره کوچکت بپذیر.                      تولدت هزاران بار مبارک

برگرد به خانه چشم انتظارم

ای راحت من من بی قرارم

وقتی که رفتی دل بی صدا شد

محتاج عشق و ناز و نگاه شد

وقتی که رفتی دیوانه شد دل

با هر که جز تو بیگانه شد دل

وقتی بیایی پر می زنه دل

به هر چه شادی در می زنه دل

وقتی بیایی دیوانه می شم

عشق منی تو یار منی تو

هر جا که باشی مال منی تو

 تولدت مبارک 

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 |

..................فقط عشق است که می ماند

امروز سرگردانم در میان شوق و گریستن وبه خیالم انتظاری تلخ و مبهم است که مرا به پیش می راند مغموم. چه سخت است به کوچه پس کوچه های دلواپسی اندیشیدن و به آنکه نیامده می رود؟ چه غریبانه است تنها پریدن بر بام اندیشه! چه پر غصه است لغزش نگاه بر آن چه دل را بر آن باور نیست و چه تلخ است بی آنکه بخواهی تنها شوی.......

دوشنبه دوم دی 1387 |

مسلخ آرزوها.............................

چشمان شب نخفته ی احساسم را بر تمامی آرزوهای کودکی ام می بندم و قصه های پرشور جوانی ام را زمزمه می کنم و آرام و آهسته در امتداد سایه، روشن حضورت گام بر می دارم. بی اختیار به سوی تو می آیم تا حوالی همان اما و اگرهای همیشگی تا باورم شود هنوز نیمی از احساس دلم باقی ست. همواره در خیالم تو را شبیه واژه ی تنهاییم می پندارم با اینکه می دانم............................ تو از کدام قبیله ای که قبیله ی ما را چنین به بازی گرفته ای ؟ راستش حالا دیگر احساس هم تعقل ما را  به بازی گرفته است. لغزش نا آرام نگاهت برپیکر خسته ام سنگینی می کند. حالا دوباره به جستجوی تو آمده ام از پس سال ها تنهایی، تا تو بیایی من هم قصیده ی نا تمام چشمانت را خواهم سرود.شاعرانه ترین نگاهم را بدرقه ی خوشبختی ات خواهم کرد و به خدا می سپارمت ای لنگرگاه خوشبختی لحضه های کوتاه زندگیم.

چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 |

عشق+معشوق

نه لیلی می خواهد و نه مجنون،ساده هم می توان عشق ورزید.ساده به سان دخترکی عروسکش را و باغبان سالخورده ای گل سرخی را یا ساده تر از آن چوپانی نی لبکش را.همیشه عاشق باشیددوستتون دارم.

شنبه بیست و سوم آذر 1387 |

دور شدن صمیمی ترین دوست

اول سلام. ببخشید که مدتی شما رو تنها گذاشتم آخه درگیر کنکور هستم. بعدش بگم که نویسنده وبلاگ که سارا جان بود عوض شد(خیلی زحمت کشیدی گلم مر۳۰) و پوریا به جاش اومده.از شما ممنونم که منو تحمل می کنید.

جمعه بیست و دوم آذر 1387 |

خصوصي

سلام به آقای خودم(حامد).اخه من يك مشكلاتی واسه دوست شدن دارم اگه اونا رو بگم قبول نمي كني؟!تو(ببخشيد شما) منو واسه چي ميخوايد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟ فقط صادق باشيد(تورو به جون عزيزترين كستون )  

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 |

به نظر شما دختران پر احساسند یا پسران(یه کوچولو جواب بدین)

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 |

ولی آقا حامد اینو بون که دخترها یک دنده هستنن یعنی تا عکست رو نیبنم......................

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 |

توجه کن آقا حامد ما دخترها هم دوست داریم که تو دل کسی جا بگیرم شم که اینقدر خوش تیپ هستید یک عکس برای ما بفرستید(ممنونم)

شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 |



سلام من پوریا هستم و 18 سال سن دارم و امیدوارم که منو برای هر چه بهتر کردن این وبلاگ کمک کنید در ضمن نظر یادتون نره.
GAMAG2009@HOTMAIL.COM

بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387

تکرار تلخ خاطره
تولد بهترین دوست عمرم
..................فقط عشق است که می ماند
مسلخ آرزوها.............................
عشق+معشوق
دور شدن صمیمی ترین دوست
خصوصي

عشق پاییزی
love for ever
کلبه شیرین
دلتنگی های لیلا
رویا های ما
دل نوشته های یه عاشق
قالب وبلاگ

RSS 2.0
<-BlogCustomHtml->

Designed By ParsTheme